
سه شنبه ۸ شهريور ۱۳۹۰
ای شهره به ناز، ناز کن تا بخرم
من بحر نیاز، باش تا جان بدهم
گر روی تو را به گل شباهت باشد
صد گل بدهم تا که گلم را ببرم

دوشنبه ۷ شهريور ۱۳۹۰
ما را غزل و شعر و دوبیتان کم بود
توصیف بهار و عشق باران کم بود
باید که تو را به دفتر عشف نهم
صد حیف که عمر روزگاران کم بود

چهارشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۰
من مست تو و ناز تو درمان من است
من تشنه به تو کلامت ایمان من است
هر شب به سحر نام تو تسبیح کنم
چون نام تو در خون و رگ و جان من است

چهارشنبه ۸ تير ۱۳۹۰
... و در آن کتاب که بر روی جلدش سازهایی بود طلایی، گلی یافتم، گلی از رنگ دیگر و عطری که تنها مرا همراه بود.
کتاب را ورق زدم چند برگی قبل و خوانده و نخوانده، دور یا نزدیک، کتاب اثری بر من داشت بی نظیر و ارزشی داشت که بر آن هر بهایی کم است. حال کتاب با من و گاه بی من پر می شود و کتاب بی من نیز پر می شود و من بی کتاب خالی از هر حرف، تنهایم.
و آری در کتاب نو گلی بود که عطر آن را می خواهم به جهان نشان دهم. دوست دارم که جهان بداند که گلها نه آبی هستند و نه قرمز. گلی وجود دارد از جنس خطوط در هم پیچیده ... و دوباره واژگان برای توصیف گل من کم است و من باز ... .

چهارشنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۰
شاید اغراق نباشد اگر گفته شود وزارت نفت یکی از بهترین نظامات سازمانی در ساماندهی نیروی انسانی خود را داشته و در بعد از انقلاب اسلامی هم بیشتر در جهت ارتقاء آن تلاش شده است، در این سامانه هر فردی یک جایگاه شغلی تابع ضوابط و مقررات جاری داشته و هرگونه جابجائی نیروی انسانی فرایند تعریف شده و منطقی خود را طی نموده است.
گرچه بعضی از محدودیت ها در این سامانه باعث می گردید که فردی برای سالهای متمادی روی یک سمت سازمانی بماند و در حقیقت و به اصطلاح نفتی ها فروزن (frozen) یعنی بی حرکت شود و از بهره مندی مزایای سمت های بالاتر محروم باشد، اما این محدودیتها هم چون خارج از ر ...
ادامه=>