loading ...
 

برای دسترسی به قسمت های خصوصی شما نیاز به وارد نمودن نام کاربری و کلمه عبور خود دارید.

خانه >>
 
مدتها است تو را ندیده ام
دوشنبه ۲۱ فروردين ۱۳۹۱
۲۱
۱۳۹۱
فروردين

حسي شبيه تو از ( مدتها است تو را ندیده ام )

حسي شبيه تو

وقتي با تمام وجود مي گويد نه
و تمنا مي كند تو را
حسي است شبيه تو
بودن و نبودن

گفتن و نگفتن
ادامه=>

مدتها است تو را ندیده ام
پنجشنبه ۱۵ دي ۱۳۹۰
۱۵
۱۳۹۰
دي

حال من از ( مدتها است تو را ندیده ام )

با که گویم که مرا حال، دگر حالی نیست

اندر این خانه مرا کار، کسی کاری نیست

شهره عام شدم بس که تو را می خواندم

حال در شهر مرا جای، دگر جایی نیست

ادامه=>

سید رضا کسایی زاده
پنجشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۰
۱۲
۱۳۹۰
آبان

زنجیره تولید ال ان جی LNG production chain از ( سید رضا کسایی زاده )

پرزنتیشن ارائه شده توسط  اقای  سید رضا کسایی زاده در اولین همایش ال ان جی ایران

زنجیره تولید ال ان جی

مدتها است تو را ندیده ام
سه شنبه ۸ شهريور ۱۳۹۰
۰۸
۱۳۹۰
شهريور

ناز از ( مدتها است تو را ندیده ام )

ای شهره به ناز، ناز کن تا بخرم
من بحر نیاز، باش تا جان بدهم
گر روی تو را به گل شباهت باشد
صد گل بدهم تا که گلم را ببرم

مدتها است تو را ندیده ام
دوشنبه ۷ شهريور ۱۳۹۰
۰۷
۱۳۹۰
شهريور

زمان از ( مدتها است تو را ندیده ام )

ما را غزل و شعر و دوبیتان کم بود
توصیف بهار و عشق باران کم بود
باید که تو را به دفتر عشف نهم
صد حیف که عمر روزگاران کم بود

مدتها است تو را ندیده ام
چهارشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۰
۱۹
۱۳۹۰
مرداد

ناز و نیاز از ( مدتها است تو را ندیده ام )

من مست تو و ناز تو درمان من است
من تشنه به تو کلامت ایمان من است
هر شب به سحر نام تو تسبیح کنم
چون نام تو در خون و رگ و جان من است

مدتها است تو را ندیده ام
چهارشنبه ۸ تير ۱۳۹۰
۰۸
۱۳۹۰
تير

کتاب سازهای بی نشان از ( مدتها است تو را ندیده ام )

... و در آن کتاب که بر روی جلدش سازهایی بود طلایی، گلی یافتم، گلی از رنگ دیگر و عطری که تنها مرا همراه بود.
کتاب را ورق زدم چند برگی قبل و خوانده و نخوانده، دور یا نزدیک، کتاب اثری بر من داشت بی نظیر و ارزشی داشت که بر آن هر بهایی کم است. حال کتاب با من و گاه بی من پر می شود و کتاب بی من نیز پر می شود و من بی کتاب خالی از هر حرف، تنهایم.
و آری در کتاب نو گلی بود که عطر آن را می خواهم به جهان نشان دهم. دوست دارم که جهان بداند که گلها نه آبی هستند و نه قرمز. گلی وجود دارد از جنس خطوط در هم پیچیده ... و دوباره واژگان برای توصیف گل من کم است و من باز ... .

مدتها است تو را ندیده ام
جمعه ۲۰ خرداد ۱۳۹۰
۲۰
۱۳۹۰
خرداد

سلام از ( مدتها است تو را ندیده ام )

سلامت دهم من از اینجا
سلامی از آن سوی احساس
همان شهر آسمانِ آبی
همان خانه بی تو خالی
همان گوشه دنج آرام
سلامت دهم من از اینجا
تو ای دُر خواب و خیالم
پریزاده روح بیداری من
ادامه=>

مدتها است تو را ندیده ام
يكشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۰
۱۵
۱۳۹۰
خرداد

از ( مدتها است تو را ندیده ام )

در واپسین زمان با تو بودن
که تقدیر جرعه ای از انچه بر کف بود
هر آنچه باقی ماند را
با حرص تمام
از آن کویری که نیاز معنا شد
چونان آبی که نیست
به تاراج می برد
من می مانم و یاد تو
ادامه=>

مدتها است تو را ندیده ام
يكشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۰
۰۸
۱۳۹۰
خرداد

سکوت من و شور تو از ( مدتها است تو را ندیده ام )

سکوت خسته دلم
ترانه شد به کام من
همان زمان که روی تو
نشست در نگاه من
غروب کرده بود عشق
به خاطرم
ولی به تو
جوانه زد به روح
ادامه=>

مدتها است تو را ندیده ام
چهارشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۰
۰۴
۱۳۹۰
خرداد

مدتها است تو را ندیده ام از ( مدتها است تو را ندیده ام )

ای ستاره تابانم
ای شور بهار
مدتها است تو را ندیده ام
هر چند لحظه های خالی عمرم را
یاد تو با عشق پر می کند
اما باز دل فریاد می کند که
مدتها است تو را ندیده ام
و باز می گویم
ادامه=>

مدتها است تو را ندیده ام
يكشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۰
۰۱
۱۳۹۰
خرداد

لحظه ای از تو از ( مدتها است تو را ندیده ام )

لحظه
هر لحظه با تو بودن
بوی زندگانی می دهد
بوی عید
بوی رستنی نو
و عطری که تمام وجودم را در بر می گیرد
هر لحظه با تو بودن
خاطره ای نو است
ادامه=>

مدتها است تو را ندیده ام
سه شنبه ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۰
۲۰
۱۳۹۰
ارديبهشت

با تو بودن از ( مدتها است تو را ندیده ام )

دوستت دارم
و دوست دارم برای عمر عاشقت باشم
چرا که دستانت کیمیا
به نگاهت مرهم
و صدایت زلال تر از چشمه های جوشان است
دوستت دارم
و دوست دارم برای عمر عاشقت باشم
و من دوست دارم
ادامه=>

سید رضا کسایی زاده
چهارشنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۰
۱۴
۱۳۹۰
ارديبهشت

حباب مدیریتی از ( سید رضا کسایی زاده )

شاید اغراق نباشد اگر گفته شود وزارت نفت یکی از بهترین نظامات سازمانی در ساماندهی نیروی انسانی خود را داشته و در بعد از انقلاب اسلامی هم بیشتر در جهت ارتقاء آن تلاش شده است، در این سامانه هر فردی یک جایگاه شغلی تابع ضوابط و مقررات جاری داشته و هرگونه جابجائی نیروی انسانی فرایند تعریف شده و منطقی خود را طی نموده است.

گرچه بعضی از محدودیت ها در این سامانه باعث می گردید که فردی برای سالهای متمادی روی یک سمت سازمانی بماند و در حقیقت و به اصطلاح نفتی ها فروزن (frozen) یعنی بی حرکت شود و از بهره مندی مزایای سمت های بالاتر محروم باشد، اما این محدودیتها هم چون خارج از ر ...
ادامه=>

مدتها است تو را ندیده ام
سه شنبه ۳ اسفند ۱۳۸۹
۰۳
۱۳۸۹
اسفند

گل یاس من از ( مدتها است تو را ندیده ام )

یاس

یاس زیبایم چرا پژمرده ای؟

در میان خاکها چون خفته ای؟

سر به دامان کسی بگذاشتیم؟

ادامه=>